زندگی زیباست!
روایتی که پدر در این فیلم برای فرزند خردسالش از آن چیزی تعریف می کند که در اردوگاه کار اجباری نازی ها رخ می دهد، چقدر می تواند شبیه روایتی باشد که توتالیتر با ابزار عریض و طویل پروپاگاندایش، به خیال خود، به خورد مردم می دهد. پدر صفی را که در آن افرادی (از جمله سالخوردگان) را که به درد کار نمی خورند و برای اتاق های گاز و کوره های آدم سوزی جدا می شوند برای فرزندش به گونه ای تعریف می کند که انگار جزئی از یک بازی است و آنها قرار است در تیم دیگری قرار بگیرند. یا وقتی وارد خوابگاه کثیف و نمناک اسرا می شوند، به فرزندش می گوید که اینجا را از قبل و مخصوص خودمان رزرو کرده ام. به همین سادگی!
از این دست تغییر روایت ها در فیلم زیاد است و البته که نام آن نیز با چنین روایتی، "زندگی زیباست" نام گرفته. گویی نویسنده با قلمش تمامی آنچه را که تاکنون در نظرمان زیبا هستند را زیر سوال برده و حتا آن را به سخره می گیرد.
نفوذ کلام پدر در کودک خردسالش چنان است که هرچقدر عمق فاجعه بیشتر می شود، کودک پیروزی در بازی ای را بیشتر به خود نزدیک می بیند که پدر به راه انداخته است.
کارساز بودن روایت این پدر بر مخاطبش که البته "کودکی خردسال" است، چقدر می تواند حکایتی آشنا باشد...https://www.instagram.com/reel/C0e1TWcoAWj/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
دکتر حامد واحدی